واریز، برداشت و انتقال
جریان سرمایه عملکرد نیست. انتقال دارایی میان حسابهای خود سرمایهگذار نیز نباید سود یا زیان تازه ایجاد کند.
تفکیک جریان پول از نتیجه سرمایهگذاری
برای قضاوت درباره نتیجه سرمایهگذاری باید بدانیم چه مقدار از تغییر ارزش، حاصل بازار و تصمیمهاست و چه مقدار از واریز، برداشت، درآمد یا هزینه آمده است.
یک مثال ساده
فرض کنید ارزش سبد در آغاز دوره ۱۰۰ میلیون تومان است، در میانه دوره ۴۰ میلیون تومان به آن اضافه میکنید و ارزش پایان دوره به ۱۵۰ میلیون تومان میرسد. افزایش ظاهری موجودی ۵۰ میلیون تومان است، اما نتیجه خالص سرمایهگذاری پیش از هزینهها فقط ۱۰ میلیون تومان است.
حتی نسبتدادن همین ۱۰ میلیون به یک درصد بازده، بدون دانستن زمان دقیق واریز درست نیست؛ زیرا پولی که یک روز در سبد بوده نباید مانند پولی که کل دوره سرمایهگذاری شده وزن بگیرد.
اجزای محاسبه
جریان سرمایه عملکرد نیست. انتقال دارایی میان حسابهای خود سرمایهگذار نیز نباید سود یا زیان تازه ایجاد کند.
نتیجه معاملات بستهشده از تغییر ارزش موقعیتهای باز تفکیک میشود تا کیفیت و پایداری نتیجه روشنتر باشد.
قیمت خرید بهعلاوه هزینههای مرتبط، مبنای سنجش سود هر موقعیت است. انتقال یا خریدهای متعدد باید با روش محاسباتی سازگار ثبت شوند.
سود نقدی، درآمد دورهای، کارمزد معامله، هزینه نگهداری و مالیات قابل اعمال باید با روش یکسان ثبت شوند.
زمان قیمتگذاری، منبع قیمت و نرخ تبدیل ارز باید سازگار باشد؛ وگرنه مقایسه میان بازارها مخدوش میشود.
آخرین قیمت اعلامی لزوماً قیمت قابل معامله نیست. محدودیت نقدشوندگی و عدم قطعیت ارزشگذاری باید در گزارش دیده شود.
بازده ماهانه، سالانه یا از ابتدای همکاری پاسخهای متفاوتی میدهد و باید همراه با دوره دقیق گزارش شود.
دو زاویه مکمل
هیچ روش واحدی برای همه پرسشها بهترین نیست. انتخاب روش باید با پرسشی که گزارش قرار است پاسخ دهد هماهنگ باشد.
دوره را پیرامون جریانهای نقدی میشکند و اثر زمان و اندازه واریز و برداشت را کاهش میدهد؛ برای ارزیابی فرایند یا مدیر سرمایهگذاری مفید است.
زمان و اندازه جریانهای نقدی را در محاسبه وارد میکند؛ بنابراین تجربه واقعی سرمایهگذار از پولی که در هر زمان در معرض بازار بوده را بهتر بازتاب میدهد.
اختلاف این دو نرخ میتواند نشان دهد زمان ورود و خروج سرمایه چه اثری بر نتیجه شخصی داشته است. گزارش حرفهای روش و فرضها را شفاف بیان میکند.
از بازده تا تصمیم
شاخص یا ترکیب معیار باید با طبقات دارایی، ارز مبنا، افق و هدف پرتفوی تناسب داشته باشد؛ نه صرفاً مشهورترین شاخص بازار.
دو بازده مشابه ممکن است با افت، نوسان، تمرکز و نقدشوندگی کاملاً متفاوت به دست آمده باشند.
بررسی سهم تخصیص دارایی، انتخاب ابزار، تغییر ارز و درآمد کمک میکند منبع نتیجه و امکان تکرار آن بهتر فهمیده شود.
محدودیت داده
هر پلتفرم معمولاً فقط دارایی و جریانهای داخل همان حساب را میبیند؛ بنابراین نتیجه کل پرتفوی و انتقال میان حسابها پنهان میماند.
نبود تراکنشهای قدیمی، بهای تمامشده یا زمان دقیق جریان نقدی میتواند محاسبه را محدود کند. در این حالت باید فرضها و سطح اطمینان گزارش شفاف باشد.
استانداردکردن داده چند پلتفرم، حذف انتقالهای داخلی و انتخاب ارز مبنا امکان میدهد عملکرد در سطح کل پرتفوی خوانده شود.
پرسشهای متداول
چون موجودی علاوه بر نتیجه سرمایهگذاری، از واریز، برداشت، سود نقدی، کارمزد و انتقال دارایی اثر میگیرد. این اجزا باید پیش از محاسبه عملکرد از هم تفکیک شوند.
بازده وزنی زمانی اثر زمان ورود و خروج پول را کاهش میدهد و برای مقایسه فرایند سرمایهگذاری مناسبتر است. بازده وزنی پولی زمان و اندازه جریانهای نقدی را لحاظ میکند و تجربه واقعی همان سرمایهگذار را بهتر نشان میدهد.
خیر. سود تحققنیافته حاصل ارزشگذاری موقعیت باز در یک تاریخ مشخص است و ممکن است با تغییر قیمت، نقدشوندگی یا هزینه خروج تغییر کند.
خیر. معیار باید با ترکیب، ارز مبنا، سطح ریسک و هدف پرتفوی تناسب داشته باشد. گاهی ترکیبی از چند معیار یا حتی هدف مطلق، مقایسه معنادارتری میسازد.
گفتوگویی محرمانه
هر سرمایهگذار اهداف، محدودیتها و افق متفاوتی دارد. برای شناخت شرایط شما و بررسی شیوه همکاری با هما، یک جلسه خصوصی ترتیب میدهیم.